|
|
![]() |
سلام!
این روزا رو همیشه خیلی دوست داشتم! هر سال این موقعا منو فقط تو هیئتا پیدا می کردن! ولی الان ۲ ساله خانم فاطمه(س) منو تو عزاداریش راه نداده! خیلی دلم گرفته! دوست دارم دردمو به خانم(س) بگم ولی ......... واقعا خجالت می کشم توی روی ماهشون نگاه کنم!من یاور خوبی نبودم! بعضی اوقات پیش خودم فکر میکنم اگه اون موقع بودم آیا از یاران خانم فاطمه زهرا(س) میشدم؟ یا مثل خیلیای دیگه شب یه چیز میگفتم روز یه چیز دیگه؟ آخ که هر چی بزرگتر میشم تازه میفهمم که خانم فاطمه(س)چه نعمتی رو از ما گرفت! هر چی بیشتر بزرگم میشم تازه میفهمم خانم فاطمه (س)چه عذاب بزرگی رو به منافقای امتش وحتی شیعیانش تحمیل کرده!
چه قدر نیاز دارم برم کنار ضریح پاک فاطمه زهرا(س) بشینم وتا میتونم خودمو خالی از غربت کنم!می دونم غربتی که من الان تو دلم دارم ذره سوزنی هم در برابره غربت وتنهایی بانوی دوعالم نمی شه ولی خوب آدمای کوچیک کم ظرفیتن دیگه!
تو این شبای دعا منو هم از دعاتون فراموش نکنید![]()
«التماس دعا!»
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 14:9 توسط عسل |