|
|
![]() |
سلام!
واقعا ممنون از این همه اظهار لطف! اصلا باورم نمی شد که منم تو این دنیای مجازی کلی طرفدار پیدا کنم ولی حالا به تک تک اونایی که اومدن وکامنت گذاشتن وحتی اونایی که کامنت نذاشتن افتخار می کنم!
هنوز امتحانام تموم نشده ولی من دیگه طاقت نیاوردم واومدم تا بگم:ممممممممممممممممنننننون از این همه لطف!
دوست داشتم روز اول محرم آپ کنم ولی بنا به دلایلی نشد ولی حالا می خوام اون جور که شایسته ی محرمه بهش خوشآمد بگم می دونید چیه من از محرم خاطرات تلخ و شیرین زیاد دارم شاید به خاطر خاطرات تلخه که دیگه اون احساس مقدسمو برای محرم ندارم ،شایدم اینم یکی از نشونه های بزرگ شدن باشه!3 سال پیش تو محرم پسرخاله ی 2 ساله ی دوستم به خاطر سهل انگاری مادرش از دلاور افتاد و فوت کرد!
نه اشکاتو نگه دارواسه غروب فردا یکی به صورت گل سیلی می کوبه فردا
فرداعاشقان پیرو رو دوششون میارن اون قامت رشیدو کشون کشون میارن
نه اشکاتو نگه دار باز محشر گناهه مهمونسرای بی آب باز قتلهگاه ماهه
نه...جانشین ابلیس مهمون نوازی نیست آهای خلیفه کفراین حقه بازی دین نیست
طفلکی زخم تاول می سوزونه پاهاشو ولی بازم رو پاهاش می خوابونه باباشو
واسش لالائی میگه برای آخرین بار باباشو سر بریدن....بابا خدانگه دار اینم از سر ناچاری وبی آهنگی گذاشتم ! امیدوارم خوشتون اومده باشه!













پارسال تو محرم شخصی رو دیدم که با دیدنش دلم آروم گرفت
(از دادن توضیحات بیشتر معذورم!
)کلی کامپیوترمو تکوندم تا بلکه یه آهنگ در مورد محرم پیدا کنم ولی دریغ از یه آهنگ قشنگ!
































+ نوشته شده در دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 8:41 توسط عسل |